مرگ مثل آب خوردن ساده است....

درود بر دوستان گرامی

**** یک خبر ****

امیدوارم سالی زیبا رو آغاز کرده ، و روزهای درخشانی را پیش رو

داشته باشید.چاپ دوم « منظومه ی خطبه خوان روز رستاخیر» منتشر

شد. این اثر به عنوان اولین رویکرد هنری در حوزه ی شعر فارسی در

خصوص خطبه ی مشهور حضرت امام سجاد (ع) در مسجد اُموی شام

می باشد. ایراد این خطبه  پس از واقعه ی عاشورا مهمترین حرکت

روشنگرانه ای ست که توسط  امام چهارم (ع) در نمایاندن چهره ی

واقعی ظلم یزید و حقانیت قیام سالار شهیدان رقم خورد و از اهمیت

ویژه ای برخوردار است.  این حرکت ارزشمند امام (ع) الگویی ست تمام

عیار برای همه ی  ظلم ستیزان تاریخ...

 

در ارائه ی فرم هنری اثر ضمن بهره گیری از ترجمه های معتبر و نگاهی

نو به این واقعه ی تاریخی از قالبهای مثنوی ، غزل و چهارپاره  به شکل

متحدالوزن در بحر رَمل مسدس محذوف ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ) بهره

گرفته ام . صفحه آرایی و طراحی جلد این کتاب که در قطع پالتویی

منتشر گردیده است را نیز خودم انجام داده ام.

 

این اثر در سال 1378 به عنوان کتاب برگزیده  ی سال استان کرمان

معرفی گردید و چندین جایزه کشوری دریافت کرده است همچنین  قرار

است طبق برنامه ریزی به عمل آمده تا محرم امسال این منظومه در

قالب لوح فشرده با صدای یکی از خوانندگان کشور رو نمایی گردد.

انشاءالله.

 

لازم به ذکر است علاوه بر این منظومه که توسط انتشارات فانوس

منتشر گردیده ، قرار بود  مجموعه شعردیگری از بنده توسط انتشارات

شانی در نمایشگاه کتاب تهران ارائه گردد اما با توجه به پی گیریهای به

عمل آمده  متأسفانه به دلیل بدقولی ناشر محترم از این کاروان عظیم

جا ماند!!!

 

 

 

چند بیت آغازین منظومه ی خطبه خوان روز رستاخیز:

 

 

 

من پُر از آیینه های پرپرم

 

بوی دریا می دهد خاکسترم

 

 بازامشب های وهویی در من است

 

التهاب آرزویی در من است

 

 باز در تنهایی ام باران گرفت

 

مثنوی در دستهایم جان گرفت

 

 واژه هایم سوگواری می کنند

 

شعرهایم بی قراری می کنند...

 

در این فرصت شما عزیزان را به غزلی از دوست نازنینم رضا کیانی و

چارپاره ای از خودم دعوت می کنم.

عذاب

غزل که دست خودم نیست ، گاه مجبورم

که  وانمود  کنم از علایقم  دورم

عذاب می کشم از بی کسی و تنهایی

میان این همه آدم که کرده محصورم

شکست می خورد از من همیشه عقل ام

به عشق و عاطفه هرگز نمی رسد  زورم
...

اگر چه  حال و هوایم همیشه بارانی ست

و  از ارائه ی اشعار شاد معذورم

ضرر نکرده ام و چشم خیس من عمری

از این که چشم به راهت نشسته مسرورم

و وصل ؟ خواب و خیال است این حقیقت را

قبول کن دل پر  آرزو  و مغرورم

بچین که هدیه ی ناقابلی ست ؛ بعد از من

برای توست اگر گل شکفت بر گورم
 ...

عجب حکایت تلخی شده است دل کندن

سفر بخیر تن ناتوان و رنجورم

                                         رضا کیانی

 

**********

چشم‌ها امشب صدایم کرده‌اند

تا برایت شبنم افشانی کنم

با گُل فانوس‌های سرخِ اشک

پیش رویت را چراغانی کنم

التهاب بغض نفرین کرده‌ام

در گلوی آسمان روییده است

هفت شهری از شقایق‌های درد

در تب رنگین‌کمان روییده است

در عبور از لحظه‌های بی‌کسی

کوچه‌ها دلتنگی‌ام را دیده‌اند

آه، باور کن! خیابان‌های شهر

ردّپای سنگی‌ام را دیده‌اند

کوله بار خسته‌ام را بسته‌ام

من همین امشب از این جا می‌روم

هیچ کس با من نمی‌آید، ولی

هر چه باداباد، تنها می‌روم

اهل این برزخ به شکل دوزخ‌اند

محتوایی از طپیدن‌های کور

رشد کردن‌های نامشروع داشت

نطفه‌ی جا مانده در دهلیز گور

حرمتِ احساس گرم آفتاب

زیرِ پایِ سایه‌ها افتاده است

من موافق با توأم، ای زندگی!

مرگ ، مثل آب خوردن ساده است

در خیابان‌های دلتنگ غروب

مردمان را دکّه‌ها بلعیده‌اند

نحسی اوراد یأس آلود را

در مسیر ابر و باران چیده‌اند

مکث خواهد کرد احساسی غریب

در نگاه این به دار آویخته

روبروی حیرت آینه‌ها

ترس مشکوکی به جانم ریخته

از دهان زرد فانوسی خموش

شعله‌ای آرام بر می‌داشتیم

در کبودی‌های راهی ناگزیر

با سیاهی گام بر می‌داشتیم


در مسیر جنگل شب ناگهان

غولی از جنسِ تباهی سبز شد

در عبور از گیجگاه زندگی

روبروی ما دو راهی سبز شد

یا به شکل خلوت دیوانه‌ها

راه باید رفت و باخود حرف زد↓

یا شبیه بچه‌های مدرسه

در زمستان بر سر هم برف زد!

سالها در التهابِ فصل‌ها

زیرِ باران گریه می‌کردیم ما

غنچه می‌خندید، امّا مثل ابر

در بهاران گریه‌ می‌کردیم ما

ای زمستانی‌تر از بوران مرگ!

تا بهارِ سالِ دیگر سبز باش

گرچه دور از آسمان هستی، ولی

مثل پرواز کبوتر سبز باش!

ای نوایت همدم مضراب‌ها

از خراش سینه‌ی چنگت بگو

آه! در این لحظه‌های واپسین

«هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو»

در کنار غربت شمشادها

لاله‌های مرده‌ام را دفن کن

نیمِ شب، دور از نگاهِ ماهتاب

روحِ باران خورده‌ام را دفن کن

در سکوت دخمه‌ی تنهایِ شب

نعشِ آویزان یک فانوس بود

گسترش می‌یافت مردابی غریب

آه! روز مرگ اقیانوس بود

/ 9 نظر / 52 بازدید
هِرمان

سلام آقای کاظم زاده. وبلاگتون رو یه گشتی زدم ، نوشته ها و اشعارتون خیلی خوب و دلنشینن . منم گاه گداری شعر میگم . اگه تمایل داشته باشین ، تبادل لینک داشته باشیم . [چشمک] منتظر جواب ، حضور و نظرتون در مورد اشعارم هستم . ****** اشعار و دلنوشته های هرمان http://her-man.blogfa.com/

پدرام اسدی

سلام... \---خواب ماندی کوچه ها را باد برد---/ سه راهی به روز شد با شعر پدرام اسدی.

محمد حسن اسفندیارپور

سلامی به عطر بارن بروز هستم و منتظر مهربانی شما هر چند در سوخته ای در بغل توست باران کبوتر نفسی از غزل توست زنبور گرفتار و غزلوار و به تکرار در وسوسه ی طعم نگاه عسل توست

حشمت

ادامه اي است از اين نگاه ملتمسانه از جنس خواهش با احترام به خوانش و نظري ديگر دعوتيد. بهروز باشيد و به روز

اميد اقدمي

هر چه در شهر اتفاق افتاد... سلام با خبر تغيير نام وبلاگم بحثي در باب هويت و يك شعر آزاد به روزم و منتظر نگاهتون... پيشاپيش مچچكرم

ادبيات رامهرمز

با سلام نامه به رئیــــــــــــس انتــصــــــــابـــــي انجمن شعر و داستان رامهرمز ادبيات رامهرمز به روز شد...

فاطمه وثوقی

سلام بااحترام دعوتید به خوانش و نقد یک غزل/یاعلی(ع)[گل]

دبیر خانه هفتمین کنگره شعر رضوی

راخوان هفتمین کنگره السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا فراخوان هفتمین کنگره سراسری شعر رضوی از سری برنامه های دهمین جشنواره بین المللی امام رضا (علیه السلام ) موضوع برگزاری کنگره شعر پیرامون زندگی و ابعاد مختلف شخصیت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضت امام رضا (علیه السلام ) شرایط شرکت -محدودیت سنی برای شرکت کنندگان وجود ندارد -قالب اشعار ارسالی به کنگره آزاد است ( قصیده و غزل و....) شرکت کنندگان می توانند حداکثر 3 اثر به دبیرخانه ارسال نمایند - آثارباید به صورت تایپ شده ارسال شودشرکت کنندگان میتوانند آثار خودرا از طریق وب سایت کنگره نیز ارسال دارند . داوری - دبیرخانه کنگره با توجه به حجم و نوع آثار رسیده ازطریق هیات داوری و در چند بخش تعدادی از آثار را انتخاب و از صاحبان اثر جهت حضور و قرائت شعر در کنگره دعوت به عمل خواهد آورد. جوایز نفر اول : لوح سپاس و تندیس جشنواره و مبلغ 8000000ریال جایزه نقدی نفر دوم: لوح سپاس و تندیس جشنواره و مبلغ 7000000ریال جایزه نقدی نفر سوم : لوح سپاس و تندیس جشنواره ومبلغ 6000000ریال جایزه نقدی نفر چهارم : لوح سپاس و تندیس جشنواره و مبلغ 5000000ریال جایزه نقدی نفر پنجم: لو

آناهیتا اوستایی

«که چی؟» به روز شد با آقا بکشین این شاهین نجفی بچه پررو رو! آزادی بیان و از این حرف های غربی یک داستان با خدایی در جعبه یاور همیشه مومن! و معرفی یک بلاگ عکس منتظرم. Kechi.blogfa.com