دیروز بفکر امروز بودم و امشب ...

شمع روشن کرده ام

در مسیر گیسوانی که در حال وزیدنند.

می گریم و بر گُسل شانه هایم مأوا گرفته ای،

چه می شد اگر کوه مقابل در آغوشمان می گرفت

تا بیرق چشمانت را به یادگار می افراشتم

بر ستیغ زمهریر پوش تابستانه.

حتما امشب برای دلت شعری بنویس

مثل من و همه کسانی که دردی مشترک را فریاد می زنند.  

/ 3 نظر / 13 بازدید
س.م.ر موسوي

سلام حظ وافر بردم از سبك نگارشتان [لبخند] به روزم جناب كاظم زاده بهروزباشيد[گل]

شعر زلال

سال نو مبارک باد زلال های عاشقانه یا عاشقانه های زلال سلام بر شما همراه بزرگوار و با احساس عرصه ی ادب و هنر خدای ناظر را بسیار سپاسگزاریم که مهلتی مقرر فرمود تا دوباره از کلام گهربارتان بنوشیم و لذت ببریم. با شش زلال از شش زلالسرا ( گیتا تاجبخش،کامران آوخ کیسمی،مهدی یوسفی نژاد،سهراب آقایی،سید مصطفی سائس،مرضیه خدیر) به روز و منتظر چشیدن نظراتیم. قلمتان به روی چشم. www.sherezolal100.blogfa.com