دارد برای لاله شدن دیر می شود

بی عشق و بی پرنده چه دلگیر می شود!
از آسمان آبی خود سیر می شود

دارد نگاهِ پنجره را خیس می کند
خونِ ستاره ای که سرازیر می شود

حتّی صدایِ زمزمه ی روستاییان
در بُقچه هایِ کهنه اساطیر می شود

بیم از هراسناکی شب داشتم- ولی-
لطف خدا ، که گفته : زمین گیر می شود

می ایستد مقابل حیرانی خودش
در اضطراب آینه تکثیر می شود


امروز، روز چندم اُردیجَهنم است؟!
روزی که پیر میکده تکفیر می شود

در برزخی کبوترانه که نامش پَریدن است
رویای کودکانه ی ما پیر می شود

گیسو بلندِ من که به انسان شبیه نیست
قربانی وقاحتِ تقدیر می شود

با پنجه های لِه شده اش ساز می زند
مردی که در مکاشفه تسخیر می شود

بر انحنای درکِ جهان ایستاده است
فردا به جُرم عشق به زنجیر می شود

شمشیرها برای چه تأخیر کرده اند؟!
دارد برای لاله شدن دیر می شود

30 – اردیبهشت - 90

/ 0 نظر / 20 بازدید