باغ تماشا

با شکوفایی دلها نفسی تازه  کنیم
در سحرگاه تمنا نفسی تازه کنیم

روی احساس درختان پل سبزی زده ایم
شاخه در شاخه شکوفا  ، نفسی تازه کنیم

مثل یک ساحل خشکیده لب از داغ عطش
با هماغوشی دریا نفسی تازه کنیم

وسعت پنجره را خوب به خاطر بسپار
تا که در باغ تماشا نفسی تازه کنیم

باید از راه شقایق به بهاری برسیم
و در آیینه ی صحرا نفسی تازه کنیم

کاروان می رود ای همسفران ، آهسته
راه سختی ست بیا تا نفسی تازه کنیم

مرگ ، آسایش ژرفی ست که بر می گردد
فرصتی نیست که حتی نفسی تازه کنیم

/ 0 نظر / 8 بازدید